نبود نقشههاي ويژه دوچرخهسواري گاهي كار را دشوار ميكند. ما براي رفتن به خمين هيچ اطلاعي از پستي و بلندي مسير نداشتيم، از اين رو برنامهريزي براي ساعت شروع حركت و رعايت سرعت متوسط مناسب غير ممكن بود. در اينگونه موارد بهترين كار مشورت با محليهاست. فقط يك مشكل اساسي وجود دارد: اگر فرد مورد مشورت دوچرخهسوار نباشد ممكن است نتواند اطلاعات دقيقي بدهد. مثلاً كسي كه جادهاي را با اتومبيل طي ميكند، شيبها و مسافتها برايش نمود آنچناني ندارند، و ممكن است خيلي راحت به شما بگويد: "نه، راه خيلي مشكلي نيست" يا مثلاً: "چيزي راه نيست"... و شايد خيلي از اين افراد ندانند مسافتي را كه اتومبيل كمتر از 2 ساعت طي ميكند، دوچرخهسوار بايد يك روز تمام ركاب بزند!
غرض اين كه ما از دوست عزيزمان آقاي ماهري اطلاعاتي در مورد مسير گلپايگان تا خمين خواستيم، و از آنجايي كه ايشان پايي بر ركاب دارند، اطلاعات خوبي به ما دادند. راستش خود ايشان هم مدت زيادي بود كه اين مسير را نرفته بودند، اما يادشان مي آمد كه سالها پيش وقتي به خمين رفته بودند، گويا مينيبوس به زحمت خودش را از شيب بالا ميكشيده! و خلاصه ما دستگيرمان شد كه داريم كجا ميرويم!!
در روستاي سعيدآباد، كيلومتر 10 جاده خمين، سراغ دبيرستاني رفتيم كه بسته بود، و خوشبختانه دو جوان دبيرستاني را ديديم و فيلم و دفترچههاي مربوط به ايدز را به آنها داديم تا روز بعد به دبيرستانشان ببرند. بعد به گردنهاي كه انتظارش را ميكشيديم، رسيديم. حد اقل دو ساعتي با گردنه كلنجار رفتيم تا بالاخره بالاي آن رسيديم. گلپايگان و دشت اطراف آن از بالاي گردنه به خوبي ديده ميشد. منظره زيبايي بود.

مسافت كوتاهي را در جاده كفي طي كرديم تا به ابتداي سرازيري خمين رسيديم. دشت وسيعي پيش روي ما نمايان شد. خمين از دور ديده ميشد. بعد از طي حدود 20 كيلومتر سرازيري به خمين رسيديم.

براي خوردن نوشابه و بستني جلو مغازهاي ايستاده بوديم كه اين بچههاي دوچرخهسوار خميني را ديديم و حيفمان آمد كه عكسي يادگاري با هم نگيريم.


