يكي از صحنههاي بهياد ماندني در مسير يزد به خرانق، بعد از گذراندن سه راهي طبس، كه در واقع خروج از جاده يزد – اردكان و ورود به جاده طبس است، اسكلت جانوراني بود كه در دل خاك و شن كوير خودنمايي ميكرد و اين موضوع شوخي شده بود. مثلا محسن و هدا معتقد بودند اينها اسكلت دوچرخهسواراني است كه در تور قبلي همراه ما بودهاند! و اينكه ما هر بار افرادي را ميآوريم و به بهانه دوچرخهسواري در اين بيابان هلاك ميكنيم!!
مسير شيب قابل توجهي داشت و ما مجبور به توقفهاي پي در پي بوديم. آب به اندازه كافي (يا شايد بيش از اندازه) همراه داشتيم و نوشيدن آب را مدام به يكديگر توصيه ميكرديم. واقعيت اين است كه غير حرفهاي بودن دوچرخه هدا كار را دشوار كرده بود و فشار زيادي به او ميآورد. با آن همه توقف و خستگي زياد و ... كمكم تصميم گرفتيم مستقيم و بيتوقف به خرانق برويم!

و اما خرانق. قلعهاي قديمي در پايين روستا قرار دارد كه در واقع محل روستاي قديم خرانق است. اين قلعه داراي يك منار جنبان است كه ما در سفر قبل در آن جنبيديم! بقيه روستاي قديم واقعاً ديدني و بينظير است. هنوز در ميان قلعه خانههاي قديمي با همان حال و هواي دوست داشتني، تا حد زيادي سالم ماندهاند. حياط كوچكي كه انار كوچكي در وسط آن است و وسط اين درخت انار هم ميوههاي كوچكش با نوك كوچك گنجشكها شكافهاي كوچكي برداشتهاند... در سكوت كامل... در كنار ايوان كوچكي كه طاقچهاي كوچك و بادگيري كوچك دارد...


پس از رسيدن به خرانق، ناهاري (كه بيشتر به عصرانه و شام شبيه است) ميخوريم و پس از آن به سوي قلعه ميرويم. تا به خود بياييم هوا تاريك است و مجبوريم بازديد از قلعه را نيمه كاره بگذاريم.
شب را در كاروانسرا ميمانيم. آسمان كوير قبل از روشن شدن چراغهاي كاروانسرا واقعاً ديدني است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوستان عزيز ميتوانند در پايين صفحه وبلاگ در سمت چپ، با كليك بر روي مجموعه خرانق، به سايت گوگل رفته و مجموعه عكسهاي اين سفر را در آنجا مشاهده كنند.

